نجم الدين الكبرى ( مترجم : محمد باقر ساعدى خراسانى )
116
فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى )
اقسام ذكر ذكر حرفى كه حضورى در آن رعايت نشده ذكر زبان است و ذكرى كه حضورى در قلب پيدا كند ذكر قلبى است و ذكرى كه انسان ذاكر را از غيبت به حضور دعوت كند ذكر سرى است اينك هرگاه از غيبت به حضور بازگشتى و اين معنى هويداى براى ذكر باشد به يك درجهء نازلشدهء و اگر از ذكر و حضور هر دو غافل شده باشى و به لقلقهاى لسان اكتفا كرده باشى به درجهاى دون درجه قبلى نازل گرديده . ذكر و سلطنت ذكر هر چند هم زبانى باشد سلطنت عظيمى بر شخص پيدا مىكند ليكن اين سلطنت را در برابر وجود به ظهور نمىرساند براى اينكه وجود است كه بر اثر شدت احتجابى كه از ذكر دارد از سلطنت آن محروم مىگردد و هرگاه انسان سالك بر اثر خواب و يا بهوسيله غيبت از خود از وجود عاريتى عارى گردد و ناتوانى وجود عاريتى هويدا شود از سلطنت و ذكر و ظهور آن برخوردار مىشود و سلطنت ذكر همان نوريست كه از بالا سر و يا از پيش روى سالك مىدرخشد و با درخشش آن حالت تزلزل و يا افشا در سالك بوجود مىآيد و در اين حال بر اثر بيمى كه در باطن او پيدا مىشود لا إله الا اللّه مىگويد و نيروى عظيم و يا شدت فوق تصورى